ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
969
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
كلمهء مزبور لقبى است . و كسانى كه گفتهاند صوفى مشتق از صفا يا از صفه [ 1 ] است گفتار ايشان دور از قياس لغوى است و گويد : همچنين اشتقاق آن از صوف ( پشم ) نيز بعيد است ، زيرا ايشان بپوشيدن آن اختصاص نيافتهاند . و من مىگويم : ظاهر اين است كه گفته شود كلمهء مزبور از صوف مشتق است چه ايشان اغلب بپوشيدن آن اختصاص يافتهاند و در پوشيدن جامههاى فاخر با مردم مخالفت داشتند و به پشمينه پوشى مىگرائيدند . و چون اين گروه بمذهب پارسائى و تنهائى و دورى از خلق و روى آوردن به پرستش و عبادت اختصاص يافتند داراى وجدانهاى [ 2 ] « حال - . دل » ادراك كنندهء ويژهاى شدند كه از ديگران متمايز بود . از اين رو كه انسان از لحاظ اتصاف بماهيت انسانى از ديگر جانوران به ادراك باز شناخته مىشود و ادراك وى بر دو گونه است : يكى ادراكى براى دانشها و معارف همچون : يقين و گمان و شك و وهم . و ديگر ادراكى براى احوال عادى كه بعهدهء اوست مانند : شادى و اندوه و دلتنگى و شكفتگى و خشنودى و خشم و شكيبايى و شكر و امثال اينها بنابر اين روان [ 3 ] خردمند و متصرف در تن از يك رشته ادراكها و خواستهها « ارادات » و احوال ايجاد مىشود و اين همان است كه انسان بدان متمايز است چنان كه گفتيم . و برخى از اين ادراكها از ديگرى پديد مىآيند چنان كه دانش از ادله حاصل مىشود و شادى يا اندوه از ادراك دردناك يا لذت بخش پديد مىآيند و نشاط به - دنبال استراحت [ 4 ] و سستى و تنبلى بر اثر خستگيها توليد مىشود و همچنين شخص مريدى كه به مجاهدت و عبادت مشغول است ناچار و خواه و ناخواه بدنبال هر
--> [ 1 - ) ] مشتق از صفا يا از صفه يا از صفت است . « نسخهء خطى ينى جامع » [ 2 - ) ] از « پ » در - چاپهاى مصر و بيروت ، مآخذ غلط است . [ 3 - ) ] در چاپ پاريس « معنى العاقل » و در چاپهاى مصر و بيروت « روح العاقل » و در نسخهء « ينى جامع » « جزء العاقل » است و در اين ترجمه صورت چاپهاى مصر و بيروت برگزيده شد . [ 4 - ) ] در چاپهاى مصر و بيروت و « ينى » كه اغلب بىنقطه است حمام و در « پ » جمام است .